|
عشق را وقتي احساس کردم که ديدم کودکی می خواست با آبنبات کوچک خودش آب شور دريا را شيرين کند
من از داشتن چنین دوستانی احساس خوشحالی می کنم
Love is the strongest and most fulfilling emotion عشق، نیرومندترین و خشنودترین احساس ممکن است،اگر پای بند
روی هرگلبرگی رنگ زیبای محبت پیداست عشق را هدیه کنیم
من همچون گیاهی هستم بارور از اشتیاق روییدن همچون پرنده ای پر از احساس پرواز و همچون رودی مملو از شور جاری شدن !!! در این کشتارگاه انسانیت که گویی بوی مردگی همه جا را فراگرفته ! اما هنوز یک چیز زنده است ! هنوز غنچه های تازه از خاک برخاسته اشتیاق گل شدن دارند ! پس هنوز امید هست ... پی نوشت : این هم تکه ای از متن خودم بود ...همشونو نمی نویسم اینجا ولی گاهی تکه هاییش رو میذارم . اگه لطف کنید نظراتتونو راجع بهشون بهم بگید خوشحال میشم
هر کس که نفس می کشد زنده نیست ! آن که می اندیشد زنده است ! از وجود من هیچ چیز جز کالبدی گندیده و کرمهایی که در آن می لولند باقی نخواهد ماند ! تنها یک چیز است که جاودانه می ماند و آن اندیشه آدمی است !!! این که تنها تنفس کنم ِ غذا بخورم ِ آب بنوشم و بخوابم زندگی نیست ! وجود ما وقتی ارزشمند خواهد بود که رشد کنیم ...این که بیندیشم زنده ام ! و اما زنده ام برای جنبش ! برای رویش و برای زیستن ! تا ثابت کنم که می خواهم باشم ...تا همه چیز بوی زندگی بگیرد ...! نظر یادتون نره !
زندگی به امواج دریا ماننده است چیزی به ساحل می برد و چیزی دیگر را می شوید چون به سرکشی افتد انبوه ماسه ها را با خود می برد اما تواند بود که تخته پاره یی نیز با خود به ساحل آرد تا کسی بام کلبه اش را بدان بپوشاند ( مارگوت بیکل ) |
![]()
دست هایم را در باغچه می کارم
Home
|